ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻮردی ﻓﻨﻲ و اﻗﺘﺼﺎدی اﻧﻮاع ﺳﻘﻒﻫﺎی اﻳﻨﺘﻞدک و ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه

در این مقاله به بررسی و مقایسه سقف اینتل دک و سقف بتنی پیش تنیده از لحاظ فنی و اقتصادی پرداخته شده است. همواره یکی از دغدغه های کارفرمایان انتخاب سقف سازه از میان سقف های سازه ای موجود بوده است. این مقاله کمک شایانی به شناخت انواع سقف از لحاظ فنی و اقتصادی می کند.

ﺳﻘﻒ اﻳﻨﺘﻞ دک 

اﻳﻨﺘﻞ دک، روﺷﻲ ﻧﻮﻳﻦ در اﺟﺮای دال ﻫﺎی ﻣﺸﺒﻚ دو ﻃﺮﻓﻪ ﺑﻮده، ﻛﻪ زﻣﻴﻨﻪی اﺻﻠﻲ اﺑﺪاع آن، اﺟﺮای ﺗﻴﺮﭼﻪ ﻫﺎی ﻣﺘﻌﺎﻣﺪ ﺑﺎ ﻣﻘﻄﻊ I ﺷﻜﻞ ﻧﺎﻣﺘﻘﺎرن و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻛﺎﻣﻼ ﻣﺴﻄﺢ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. اﻳﻦ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺑﻮﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﺮای اوﻟﻴﻦ ﺑﺎر در دﻧﻴﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ ﻣﺠﺮب ﻛﺸﻮر ﻣﻌﺮﻓﻲ ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺣﻔﻆ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻣﺤﺎﺳﻦ و ﻣﺰاﻳﺎی ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎی ﺳﺎزه ای ﻣﻮﺟﻮد، ﻣﺸﻜﻼت اﺟﺮاﻳﻲ و ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﻲ آﻧﻬﺎ از ﺟﻤﻠﻪ؛ وزن زﻳﺎد، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺑﺎﻻ، ﻗﺎﻟﺐ ﺑﻨﺪی ﺳﺨﺖ و وﻗﺖ ﮔﻴﺮ، ﻧﻴﺎز ﺑﻪ دﻗﺖ ﺑﺴﻴﺎر ﺑﺎﻻ در اﺟﺮا و … را ﻛﺎﻣﻼ ﺑﺮﻃﺮف ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. اﺳﺘﻔﺎده از ﺧﺎﺻﻴﺖ ﺷﻜﻞ ﭘﺬﻳﺮی ﺑﺘﻦ و ﺑﻬﺮه ﮔﻴﺮی از ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺷﻜﻞ ﻣﻤﻜﻦ ﺑﺮای اﻟﻤﺎن ﻫﺎی ﺳﺎزه ای ﺳﻘﻒ ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮدﻳﺪه اﻳﻨﺘﻞ دک ﺑﺎ دارا ﺑﻮدن ﺣﺪاﻗﻞ وزن ﺳﺎزه ای، ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎرﻫﺎی وارده داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻛﻪ اﻳﻦ اﻣﺮ درکنارﺳﺎﻳﺮ ﻣﺰاﻳﺎ، اﻳﻨﺘﻞ دک را ﺑﻪ ﻳﻜﻲ از اﻗﺘﺼﺎدی ترین ﺳﻘﻒﻫﺎی ﺟﻬﺎن ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ

اینتل دک، نسل جدید سقف های بتنی
اینتل دک، سازه برتر ساختمان برتر

ﻧﺤﻮه اﺟﺮای ﺳﻘﻒ اﻳﻨﺘﻞ دک

۱- ﻗﺎﻟﺐ ﺑﻨﺪی ﻣﺴﻄﺢ

۲- ﻗﺮاردادن ﺑﻠﻮکﻫﺎی ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ و اﺳﭙﻴﺴﺮﻫﺎ و ﻗﺮاردادن ﻣﻴﻠﮕﺮدﻫﺎی ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ

۳- ﻗﺮاردادن ﺑﻠﻮکﻫﺎی ﻓﻮﻗﺎﻧﻲ

۴-ﻗﺮاردادن ﻣﻴﻠﮕﺮدﻫﺎی ﻓﻮﻗﺎﻧﻲ

۵- بتن ریزی

(مقایسه سقف اینتل دک و سقف بتنی پیش تنیده )

اﺟﺰای ﺳﻘﻒﻫﺎی اﻳﻨﺘﻞدک

•ﺑﻠﻮک ﻓﻮﻗﺎﻧﻲ اﻳﻨﺘﻞدک

ﺟﻨﺲ ﺑﻠﻮک ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﺮاﻳﻂ ﭘﺮوژه و ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ از ﻧﻮع ﭘﻠﻲ اﺳﺘﺎﻳﺮن،

ﭘﻠﻲاﺗﻴﻠﻦ، ﺑﺘﻦ ﮔﺎزی، ﻟﻴﻜﺎ و ﭘﻮﻛﻪ و ﻳﺎ ﻫﺮ ﻣﺘﺮﻳﺎل ﻣﺸﺎﺑﻪ دﻳﮕﺮی ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻮ ﭘﺮﺑﻮدن ﺑﻠﻮک ﻫﺎ و ﺑﺮش آﺳﺎن آﻧﻬﺎ ﺑﻪ اﺟﺮای ﺳﻘﻒ ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻧﻮعﭘﻼن ﻣﻌﻤﺎری ﻛﻤﻚ ﺷﺎﻳﺎﻧﻲ ﻛﺮده و ﺑﺘﻦ اﺿﺎﻓﻲ در ﻣﺤﻞ ﺑﺮش ﺣﺬف ﻣﻴﮕﺮدد.

•ﺑﻠﻮک ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ اﻳﻨﺘﻞ دک

اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﻮﻣﻲ و ﺳﺎزﮔﺎر ﺑﺎ ﻧﺎزک ﻛﺎری، ﺑﺮش آﺳﺎن ﺑﻠﻮک ﻫﺎ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﭘﻼن ﻣﻌﻤﺎری، ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﺷﻜﻞ اﺑﻌﺎد وﺟﻨﺲ ﺑﻠﻮکﻫﺎ، ﻋﺎﻳﻖ ﺻﻮت ﺑﻪﺻﻮرت ﻃﺒﻴﻌﻲ، ﻛﺎﻫﺶ ﺧﻄﺎﻫﺎی ﻣﻌﻤﺎری، اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﺮﻋﺖ اﺟﺮا، ﺣﺬف ﺳﻘﻒ ﻛﺎذب، ﻛﺎﻫﺶ وزنﺳﺎزه را ﻣﻲﺗﻮان از وﻳﮋﮔﻲﻫﺎ اﺻﻠﻲ ﺑلوکﻫﺎی زﻳﺮﻳﻦ اﻳﻨﺘﻞ دک در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ.

•اﺳﭙﻴﺴﺮﻫﺎ

رﻋﺎﻳﺖ دﻗﻴﻖ ﻋﺮض ﺗﻴﺮﭼﻪ ﻫﺎی ﻣﺘﻌﺎﻣﺪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﻓﺮﺿﻴﺎت ﻃﺮاﺣﻲ، ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺳﻄﺢ ﺗﻤﺎس ﺑﺎ ﻗﺎﻟﺐ زﻳﺮﻳﻦ، زاﺋﺪه ﻋﻤﻮدی ﺟﻬﺖ ﻗﺮارﮔﻴﺮی دﻗﻴﻖ و ﺑﺪون ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻠﻮک ﻓﻮﻗﺎﻧﻲ، ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﺎور ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺷﺒﻜﻪ آرﻣﺎﺗﻮر ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ ﻣﻄﺎﺑﻖ آﻳﻴﻦ ﻧﺎﻣﻪ را از وﻳﮋﮔﻲﻫﺎیﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮد اﻳﻦ ﻣﺤﺼﻮل در ﻧﻈﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ.

وزن ﺳﻘﻒ ﻣﺘﻌﺎرف اﻳﻨﺘﻞ دک ﺗﺎ دﻫﺎﻧﻪ ۱۱ ﻣﺘﺮ ﺣﺪود ۴۰۰ ﻛﻴﻠﻮﮔﺮم ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. دﻫﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﺑﺰرگ اﻳﻨﺘﻞ دک ﺳﺒﺐ آزادی ﻋﻤﻞ ﺑﺮای ﺳﻬﻮﻟﺖ ﺟﺎﺑﺠﺎﻳﻲ ﺳﺘﻮن ﻫﺎ ﻣﻲ ﮔﺮدد. اﻳﻨﺘﻞ دک ﻋﻤﻞ ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﻌﻤﺎری را آﺳﺎﻧﺘﺮ ﻛﺮده و ﺑﺎ ﺣﺬف و ﺟﺎﺑﺠﺎﻳﻲ ﺳﺘﻮن ﻫﺎﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ و ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﺑﻬﺮه وری ﭘﺎرﻛﻴﻨﮓ ﺑﺮای ﻛﺎرﻓﺮﻣﺎ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﻲ ﮔﺮددو ﻣﺎﻧﻨﺪ آن ﺳﺒﺐ ﺗﺴﺮﻳﻊ و ﺗﺴﻬﻴﻞ اﺟﺮاﻃﺮاﺣﻲ ﺑﻠﻮک ﻫﺎی ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ اﻳﻨﺘﻞ دک ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺷﺎﺑﻠﻮن ﻣﺸﺎﺑﻬﺖ داردﻣﻲ ﮔﺮدد.

ﺳﻘﻒ ﻫﺎی اﻳﻨﺘﻞ دک ﺣﺎﺻﻞ ﻧﻮآوری و ﭘﻴﺶ ﮔﺮﻓﺘﻦ از روش ﻫﺎی ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺗﺮ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺷﻴﻮه رو ﺑﻪ ﺟﻠﻮ و ﻧﻮﻳﻦ در اﺟﺮای ﺳﺎزﻫﺎ ﺑﺎ رﻋﺎﻳﺖ و ﺣﻔﻆ ﻣﺰﻳﺖ ﻫﺎی روشﻫﺎی ﭘﻴﺸﻴﻦ و ﺣﺎل و اﺻﻼح و ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺸﻜﻼت اﺟﺮاﻳﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. اﻳﻦ روش ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮاﺟﻊ ذی رﺑﻂ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺻﻼﺣﻴﺖ ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﻲ رﺳﻴﺪه اﺳﺖ.اﻳﻨﺘﻞ دک ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ دﻫﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﺗﺎ ۱۸ ﻣﺘﺮ را ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ اﺟﺮا ﻛﺮده و در ﺣﺎل ﻃﺮاﺣﻲدﻫﺎﻧﻪ ﺗﺎ ۲۵ ﻣﺘﺮ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻻزم ﺑﻪ ذﻛﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻮآوری اﻳﻨﺘﻞ دک ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﺟﺎﻳﮕﺎه وﻳﮋه ای در ﺑﻴﻦ ﻛﺎرﻓﺮﻣﺎﻳﺎن دﺳﺖ ﻳﺎﺑﺪ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺴﻴﺎری ازﻛﺎرﻓﺮﻣﺎﻳﺎن ﺣﺘﻲ در اﺟﺮای دﻫﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﺗﺎ ۶ ﻣﺘﺮ ﻧﻴﺰ اﻳﻨﺘﻞ دک را ﺑﺮﮔﺰﻳﺪه اﻧﺪ. ﺟﻨﺲ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﻠﻮک ﻫﺎی زﻳﺮﻳﻦ اﻳﻨﺘﻞ دک از ﻣﺼﺎﻟﺢ ﭘﺮﻟﻴﺘﻲ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻋﺎﻳﻖ ﺻﻮت ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻃﺮاﺣﻲ اﻳﻨﺘﻞ دک از ﻛﻨﺎرﻫﻢ اوری ﺑﻠﻮک ﻫﺎی ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ ﻋﺎﻳﻖ ﺻﻮت در ﻛﻨﺎر ﺑﻠﻮک ﭘﻠﻲ اﺳﺘﺎﻳﺮن ﻓﻮﻗﺎﻧﻲ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻛﺎﻣﻼ ﻋﺎﻳﻘﻲ را اﻳﺠﺎد ﻛﺮده اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎﻧﻊ اﻧﺘﻘﺎل ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮ ﻃﺒﻘﺎت ﻣﻲ ﮔﺮدد. ﻣﻮاد ﺳﺎزﻧﺪه ﺑﻠﻮک ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ اﻳﻨﺘﻞ دک ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻋﺎﻳﻖ ﺣﺮارتﺑﻮده و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺑﺎﻟﻘﻮه ﻣﺎﻧﻊ ﺑﺮوز آﺗﺶ ﺳﻮزی و ﭘﻴﺸﺮوی آﺗﺶ در ﺳﺎﻳﺮ ﻃﺒﻘﺎت ﻣﻲ ﮔﺮدد.

(مقایسه سقف اینتل دک و سقف بتنی پیش تنیده )

ﺳﻘﻒﻫﺎی ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه

دال ﭘﻴﺶ ﺗﻨﻴﺪه ﺑﻪ روش ﭘﺲﻛﺸﻴﺪه

اﻳﻦ ﻧﻮع از ﺳﻘﻒ ﺟﺪﻳﺪﺗﺮﻳﻦ ﺳﻘﻔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در اﻳﺮان وارد ﺻﻨﻌﺖ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎنﺳﺎزی ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ. ﺳﻘﻔﻲ ﻛﻪ ﭘﺲ از ﺳﺎﺧﺖ ﺗﺤﺖﻛﺸﺶ ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان دال ﭘﺲﺗﻨﻴﺪه ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد. ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪهﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻣﻘﺎوﻣﺖ درﺑﺮاﺑﺮ ﻓﺸﺎر ﻗﺮار داده ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. در دالﻫﺎی ﭘﺲﺗﻨﻴﺪه ﺗﻘﻮﻳﺖﻛﻨﻨﺪهﻫﺎ ﺑﺎ ﻛﺎﺑﻞ و ﻳﺎ ﻣﻴﻠﮕﺮدﻫﺎی ﻓﻮﻻدی ﻧﺎزک ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. ﭘﺲﺗﻨﻴﺪﮔﻲ در اﺻﻞ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺿﻌﻒ ﺑﺘﻦ در ﻛﺸﺶ را ﭘﻮﺷﺶ داده و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﺳﺘﺤﻜﺎم ﻓﺸﺎری آن را ﺑﻬﺒﻮد ﺑﺨﺸﺪ. در ﺳﺎزهﻫﺎی ﺑﺘﻨﻲ، اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﻗﺮارﮔﻴﺮی ﻛﺎﺑﻞ و ﻳﺎ ﻣﻴﻠﻪﻫﺎی ﻓﻠﺰی ﺑﺎ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﻛﺸﺶ ﺑﺎﻻ درون ﺑﺘﻦ ﻗﺒﻞ از ﻗﺎﻟﺐ ﮔﻴﺮی، ﻣﺤﻘﻖ ﮔﺮدد.

ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ  بتن به اﺳﺘﺤﻜﺎم ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ رﺳﻴﺪ، ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ ﺑﺎ ﺟﻚﻫﺎی ﻫﻴﺪروﻟﻴﻜﻲ ﺧﺎﺻﻲ ﻛﺸﻴﺪه ﺷﺪه و دو اﻧﺘﻬﺎی آن ﺑﻪ ﻟﺒﻪﻫﺎ ﻣﺘﺼﻞ ﻣﻲﮔﺮدد. اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎﻋﺚ اﻳﺠﺎد ﻳﻚ ﻧﻴﺮوی ﻓﺸﺎری در ﻟﺒﻪﻫﺎی ﻋﻀﻮ ﺷﺪه و در ﻫﻨﮕﺎم اﻋﻤﺎل ﺑﺎر ﻛﺸﺸﻲ، از ﺧﻮد ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ. دراﻳﻦ ﻧﻮع از ﺳﻘﻒﻫﺎ، ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻣﻴﻠﮕﺮدﻫﺎ و ﻳﺎ دﻳﮕﺮ ﺗﻘﻮﻳﺖﻛﻨﻨﺪهﻫﺎ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ. در ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺳﻘﻒ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎد از ﻣﻴﻠﮕﺮد، ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻴﻦ دو ﻣﻴﮕﺮد در ﺣﺪود ۱۰ ﺳﺎﻧﺘﻲﻣﺘﺮ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ اﻣﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻴﻦ ﻫﺮ دو ﻛﺎﺑﻞ ﺑﻴﺶ از ۲ ﻣﺘﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. در اﻳﻦ ﻧﻮع از دال ﻳﻚ ﻧﻴﺮوی ﻓﺸﺎری اوﻟﻴﻪ ﻗﺒﻞ از ﺑﻬﺮهﺑﺮداری از ﺳﺎزه در ﻧﺎﺣﻴﻪ ﻛﺸﺸﻲ دال ﺑﺘﻨﻲ اﻳﺠﺎد ﻣﻲﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﭘﺲ از ﺑﻬﺮه ﺑﺮداری از ﺳﺎزه اﻳﻦﻧﺎﺣﻴﻪی ﻛﺸﺸﻲ دﭼﺎر ﺗﺮک ﺧﻮردﮔﻲ ﻧﺸﻮد.

ﭘﺲﻛﺸﻴﺪﮔﻲ ﺑﻪ دو روش ﭼﺴﺒﻨﺪه و ﻏﻴﺮ ﭼﺴﺒﻨﺪه اﻧﺠﺎم ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد:

·   ﭼﺴﺒﻨﺪه

در اﻳﻦ روش ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ درون ﻏﻼفﻫﺎی ﻓﻠﺰی ﻗﺮار داده ﺷﺪه و از دو اﻧﺘﻬﺎ ﻣﻬﺎر ﻣﻲﮔﺮدﻧﺪ. ﭘﺲ از ﺑﺘﻦ رﻳﺰی و ﻛﺴﺐ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻓﺸﺎری ﻻزم، ﻛﺎﺑﻠﻬﺎ ﻛﺸﻴﺪه ﺷﺪه و ﮔﺮوت ﻳﺎ ﻣﻮاد ﭘﺮﻛﻨﻨﺪه ﺑﻴﻦ آﻧﻬﺎ ﺗﺰرﻳﻖ ﻣﻲﮔﺮدد و آجﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد ﺑﺮروی ﻛﺎﺑﻞ ﺑﺎﻋﺚ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻗﻮی ﺑﻴﻦ ﻛﺎﺑﻞ و ﺑﺘﻦ ﺗﺰرﻳﻘﻲ ﮔﺸﺘﻪ و ﻛﺎﺑﻞ ﭘﺲاز ﺧﺸﻚﺷﺪن ﺑﺘﻦ ﺑﺮﻳﺪه ﻣﻲﺷﻮد. اﻳﻦ روش در ﻣﻮاردی ﻣﻮرد ﻣﺼﺮف اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ

ﻧﻴﺮوی ﺑﺴﻴﺎر ﻗﻮی ﺑﺮای ﭘﻴﺶ ﺗﻨﻴﺪه ﻛﺮدن اﻋﻀﺎ وﺟﻮد دارد ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﭘﻞﻫﺎی ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه، ﺗﻴﺮﻫﺎی ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه ﺑﺎ دﻫﺎﻧﻪﻫﺎی ﺑﺰرگ،ﺻﻔﺤﺎت اﻧﺘﻘﺎل ﺑﺎر و ﻓﻮﻧﺪاﺳﻴﻮنﻫﺎی ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه.

·    ﻏﻴﺮﭼﺴﺒﻨﺪه

در اﻳﻦ روش ﻧﻴﺮوﻫﺎی ﻓﺸﺎری ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪﻫﺎی ﻣﻬﺎرﻫﺎی اﻧﺘﻬﺎﻳﻲ ﺑﻪ اﻧﺘﻬﺎی ﺑﺘﻦ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲﮔﺮدد. ﻛﺎﺑﻠﻬﺎ درون ﻳﻚ ﻏﻼف ﭘﻼﺳﺘﻴﻜﻲ ﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻪ و و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻚ ﻣﻬﺎر ﺑﻪ ﻳﻚ ﺳﻤﺖ ﺑﺘﻦ ﻣﺘﺼﻞ و ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد و در ﻋﻤﻞ ﺗﺰرﻳﻖ ﮔﺮوت وﺟﻮدﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ. ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪﮔﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺻﻮرت ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻲ، ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ و اﻟﻜﺘﺮﻳﻜﻲ-ﺣﺮارﺗﻲ ﺻﻮرت ﭘﺬﻳﺮد.

در روش ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻲ ﻛﺸﺶ ﻛﺎﺑﻞ در ﻣﺤﻞ ﺗﻜﻴﻪﮔﺎه ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﺟﻚﻫﺎی ﻫﻴﺪروﻟﻴﻜﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد. در روش ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ از ﺑﺘﻦﻫﺎی ﻣﻨﺒﺴﻂﺷﻮﻧﺪه )ﺑﺮﺧﻼف ﺑﺘﻦﻫﺎی ﻣﺮﺳﻮم ﻛﻪ ﻣﺘﺮاﻛﻢ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ( اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻴﮕﺮدد ﺗﺎ در ﺣﻴﻦ ﺧﺸﻚ ﺷﺪن ﻣﻮﺟﺐ ازدﻳﺎد ﻃﻮل ﻛﺎﺑﻞ ﮔﺮدد. همچنین در روش اﻟﻜﺘﺮﻳﻜﻲ ﺣﺮارﺗﻲ ﺑﺎ اﺗﺼﺎل ﻳﻚ ﺟﺮﻳﺎن اﻟﻜﺘﺮﻳﺴﻴﺘﻪ ﺑﻪ دوﺳﺮ ﻛﺎﺑﻞ و اﺛﺮ ﺿﺮﻳﺐ اﻧﺒﺴﺎط ﺣﺮارﺗﻲ ﻃﻮل ﻛﺎﺑﻞ را زﻳﺎد ﻛﺮده و ﺑﺘﻦرﻳﺰی ﺻﻮرت ﻣﻴﮕﻴﺮد و ﭘﺲ از ﺧﺸﻚﺷﺪن ﺑﺘﻦ و ﺟﺪاﻳﺶ ﺟﺮﻳﺎن اﻟﻜﺘﺮﻳﺴﻴﺘﻪ، دﻣﺎی ﺳﻴﻢکاﻫﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪو ﻧﻴﺮوی ﻓﺸﺎری از ﻃﺮفﻛﺎﺑﻞ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اﻋﻤﺎل ﻣﻲﮔﺮدد

ﻣﺰاﻳﺎ

در اﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺳﻘﻒ و دﻳﮕﺮ اﻋﻀﺎی ﺳﺎزهای ﻧﺎزکﺗﺮ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ و اﻣﻜﺎن اﺟﺮای دال ﺑﺎ ﺿﺨﺎﻣﺖ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺳﺮی ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت دﻗﻴﻖ وﺟﻮد دارد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻫﻤﻴﻦ اﻣﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﻛﺎﻫﺶ ارﺗﻔﺎع ﻛﻞ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.

•اﻣﻜﺎن اﺟﺮای ﺳﻘﻒ ﺑﺮروی ﺧﺎکﻫﺎی ﻧﺮم وﺟﻮد دارد.

•رﺷﺪ و اﻳﺠﺎد ﺗﺮکﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﺪت ﻣﺘﺮاﻛﻢ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

•ﻣﻴﺰان ﺗﺮکﻫﺎی ﻧﺎﺷﻲ از اﻧﻘﺒﺎض را ﻛﺎﻫﺶ داده و ﻣﻴﻠﮕﺮدﻫﺎی ﺣﺮارﺗﻲ ار ﺣﺬف و ﻳﺎ ﻛﻤﺘﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﻧﻤﻮد.

•ﻣﻌﻤﺎری ﺑﺴﻴﺎر اﻧﻌﻄﺎفﭘﺬﻳﺮ ﺑﻮده و اﻣﻜﺎن اﺟﺮای دﻫﺎﻧﻪﻫﺎی ﺑﺰرگ و آﻛﺲﺑﻨﺪی ﻧﺎﻣﻨﻈﻢ وﺟﻮد دارد.

•ﺗﻌﺪاد ﺳﺘﻮنﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﺪت ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ و ﺗﺎﻣﻴﻦ ﭘﺎرﻛﻴﻨﮓ ﺑﺎ ﺳﻬﻮﻟﺖ ﺑﺎﻻﺗﺮی اﻧﺠﺎم ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد. •اﻣﻜﺎن ﺣﺬف ﺗﻴﺮ و آوﻳﺰ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ، ﻋﺒﻮر ﻛﺎﻧﺎالﻫﺎی ﺗﺎﺳﻴﺴﺎﺗﻲ ﺑﺎ ﺳﻬﻮﻟﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮی ﺻﻮرت ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد و ﺗﻴﻐﻪﺑﻨﺪی وﭘﺎرﺗﻴﺸﻦﺑﻨﺪی ﺑﺪون ﻣﺤﺪودﻳﺖ ﻗﺎﺑﻞ اﺟﺮاﺳﺖ.

•ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺣﺬف آرﻣﺎﺗﻮر و ﻋﺪم وﺟﻮد ﺗﻴﺮ ﺳﺮﻋﺖ ﻗﺎﻟﺐﺑﻨﺪی و ﺑﺘﻦرﻳﺰی در ﺣﺪود ۳۰ درﺻﺪ ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ دال ﺗﺨﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮﺑﻮده و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﭘﺲ از اﺟﺮای ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻛﺸﺶ، ﻗﺎﻟﺐ و ﺷﻤﻊ ﺟﻤﻊآوری ﮔﺮدﻳﺪه و ﺧﻮد اﻳﺴﺘﺎ ﺧﻮاﻫﻨﺪﺑﻮد.

•ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻧﻌﻄﺎفﭘﺬﻳﺮی در ﻗﺮارﮔﻴﺮی ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ، اﻣﻜﺎن ﺗﻌﺒﻴﻪ اﻧﻮاع ﺑﺎزﺷﻮﻫﺎ ﺑﺮروی ﺳﻘﻒ ﺑﺪون ﺗﻴﺮﮔﺬاری وﺟﻮد ﺧﻮاﻫﺪداﺷﺖ.

•دالﻫﺎی ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه ﺑﻪ ﺻﻮرت ﭼﺴﺒﻴﺪه. ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺑﺴﻴﺎر ﺑﻬﺘﺮی ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻳﻜﭙﺎرﭼﮕﻲ اﻋﻀﺎ در ﻫﻨﮕﺎم وﻗﻮع زﻟﺰﻟﻪ ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖدالﻫﺎی ﺑﺘﻦآرﻣﻪ از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ.

•دالﻫﺎی ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه. روﺷﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺟﻬﺖ ﺳﺎﺧﺖ ﺳﺎزهای ﻣﺴﺘﺤﻜﻢ ﺑﺎ ﻗﻴﻤﺘﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ اﺳﺖ. ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻛﺎﻫﺶ زﻣﺎن  ﺳﺎﺧﺖ. و در  ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺗﻌﺪاد  ﻛﻤﺘﺮ  ﻧﻴﺮوی اﻧﺴﺎﻧﻲ  درﮔﻴﺮ.  ﻛﺎﻫﺶ  ﻣﺪت زﻣﺎن  ﻗﺎﻟﺐﺑﻨﺪی و ﺣﺬف ﻋﻤﻠﺒﺎت آرﻣﺎﺗﻮرﺑﻨﺪی. ﺿﺨﺎﻣﺖ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﺘﻦ. و درﻧﺘﻴﺠﻪ ﺣﺠﻢ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﺘﻦ ﻣﺼﺮﻓﻲ. ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻌﺪاد ﺳﺘﻮن و ﺣﺬف ﺗﻴﺮﻫﺎ. ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺗﻤﺎمﺷﺪه ﺑﻴﻦ ۱۰ ﺗﺎ ۲۰ درﺻﺪ ﻛﻤﺘﺮ از ﺳﺎﺧﺘﻤﺎنﻫﺎی ﺑﺘﻦ آرﻣﻪ ﺧﻮاﻫﺪﺷﺪ.

اﻳﻦ ﻧﻮع از ﺳﻘﻒﻫﺎ ﺻﺮﻓﺎ ﺗﻮﺳﻂ اﻓﺮاد ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد. و اﺟﺮای آن ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ اﺑﺰار و ادوات و داﻧﺶ ﻓﻨﻲ ﻻزم اﺳﺖ. و ﺑﻪ ﺳﺎدﮔﻲ اﻣﻜﺎنﭘﺬﻳﺮ ﻧﻴﺴﺖ. ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ ﺳﻘﻒﻫﺎی ﭘﺲﺗﻨﻴﺪه ﻋﺪم دﻗﺖ ﻛﺎﻓﻲ در ﻧﺼﺐ ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺴﻴﺎری از ﻣﻮاﻗﻊ، ﻏﻔﻠﺖ ﻛﺎرﮔﺮان در ﭘﺮﻛﺮدن ﻓﻀﺎی ﺧﺎﻟﻲ ﻣﺤﻞ اﺗﺼﺎل ﺑﻴﻦ ﻛﺎﺑﻞ و ﺑﻴﺘﻦ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﻮردﮔﻲ ﻛﺎﺑﻞ در دراز ﻣﺪت ﺷﺪه و ﻫﻤﻴﻦ اﻣﺮ ﻧﻴﺰ اﻣﻜﺎن ﭘﺎرﮔﻲ و ﺗﺨﺮﻳﺐ را ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.

ﻣﻌﺎﻳﺐ

دالﻫﺎی ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه ﺑﻪ روش ﭘﻴﺶﻛﺸﻴﺪه ﺳﻘﻔﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ از ﻗﺮارﮔﻴﺮی ﻛﺎﻣﻞ ﺗﺤﺖ ﻛﺸﺶ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﺳﻘﻒ ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه ﻣﺮﺳﻮم اﺳﺖ. و از ﻟﺤﺎظ ﺷﻜﻞ و وﻳﮋﮔﻲ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳﻘﻒ ﭘﺲ ﻛﺸﻴﺪه ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. در ﻣﻘﺎﻃﻊ ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه، ﺑﺎ ﺟﺎﺑﻪﺟﺎ ﻛﺮدن ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻛﺎﺑﻞ، ﻣﻘﺪار و ﺗﻮزﻳﻊ ﺗﻨﺶ ﻓﺸﺎری ﻗﺎﺑﻞ ﻛﻨﺘﺮل اﺳﺖ. در روش ﭘﻴﺶ ﻛﺸﻴﺪه، اﺑﺘﺪا ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ روی ﺑﺴﺘﺮﻫﺎی ﭘﻴﺶﺳﺎﺧﺘﻪ (داﺧﻞ ﻏﻼفﻫﺎی ﻣﺤﺎﻓﻆ). در ﺣﺪ ﻓﺎﺻﻞ دو اﻧﺘﻬﺎ ﻛﺸﻴﺪه ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. ﭘﺲاز ﺑﺘﻦ رﻳﺰی و ﻛﺴﺐ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻻزم، ﺑﺎ ﺑﺮﻳﺪن آنﻫﺎ ﻧﻴﺮوی ﻛﺸﺸﻲ ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻓﺸﺎری ﺑﻪ ﺑﺘﻦ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲﮔﺮدد. اﻳﻦ روش ﻣﻌﻤﻮﻻ درﻛﺎرﺧﺎﻧﻪﻫﺎ ﻳﺎ ﻛﺎرﮔﺎهﻫﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺑﺘﻨﻲ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﻋﻤﺪﺗﺎ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺗﻮﻟﻴﺪﺷﺪه ﺑﻪ ﺻﻮرتﭘﻴﺶﺳﺎﺧﺘﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

(مقایسه سقف اینتل دک و سقف بتنی پیش تنیده )

ﻣﺮاﺣﻞ اﺟﺮاﻳﻲ

۱- قالب بندی

ﻗﺎﻟﺐ ﺑﻨﺪی ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ دالﻫﺎی ﺑﺘﻨﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﭼﻮب و ﻳﺎ ﻓﻠﺰ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد. ﺑﻪ دﻟﻴﻞﺗﺨﺖﺑﻮدن دال، اﻧﺠﺎم اﻳﻦ ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺑﻪﺳﺮﻋﺖ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد.

۲-آرﻣﺎﺗﻮرﺑﻨﺪی

ﻣﻴﺰان آرﻣﺎﺗﻮر ﻣﺼﺮﻓﻲ در اﻳﻦ روش ﺑﺴﻴﺎر ﭘﺎﻳﻴﻦﺗﺮ از دال ﺑﺘﻦ آرﻣﻪ ﺑﻮده. و ﺻﺮﻓﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﻛﻼفﻫﺎی ﻛﻨﺎری، آرﻣﺎﺗﻮرﻫﺎی ﺗﻘﻮﻳﺘﻲ روی ﺳﺘﻮﻧﻬﺎ و دﻳﻮارﻫﺎ، آرﻣﺎﺗﻮرﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑﺮش ﭘﺎﻧﭻ، اﻃﺮاف ﺑﺎزﺷﻮﻫﺎ و … در اﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﺮروی ﺳﻘﻒ ﻧﺼﺐ ﻣﻲﮔﺮدد و درﻋﻤﻞ آرﻣﺎﺗﻮرﺑﻨﺪی در اﻳﻦ روش ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺷﺒﻜﻪای وﺟﻮد ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.

۳-ﻧﺼﺐ ﻛﺎﺑﻞ و ﻣﻬﺎرﻫﺎ

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺸﻪﻫﺎی اﺟﺮاﻳﻲ، ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ ﺑﺮروی ﻗﺎﻟﺐ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻋﻤﻮد ﺑﺮﻫﻢ و در ﻓﻮاﺻﻞ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺎ ﻃﻮل دﻫﺎﻧﻪ (۱,۵ ﺗﺎ ۲,۵ﻣﺘﺮ) ﭘﻬﻦ ﻣﻲﮔﺮدﻧﺪ و ﻣﻬﺎرﻫﺎی اﻧﺘﻬﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻟﺒﻪ ﻗﺎﻟﺐ ﻣﺘﺼﻞ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ.

۴-ﺗﺎﻣﻴﻦ ﭘﺮوﻓﻴﻞ

ﺑﺮای ﺑﻬﺮهﺑﺮداری ﺑﻬﻴﻨﻪ و ﺣﺪاﻛﺜﺮی از ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪﮔﻲ، ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﻄﻊ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺎرﺧﻨﺜﻲ در ﻃﻮل ﻣﺴﻴﺮ ﺳﻘﻒ تغییر ﻣﻲﻛﻨﺪ.

 روی ﻧﻘﺎط ﺗﻜﻴﻪﮔﺎﻫﻲ ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﺎر ﻓﻮﻗﺎﻧﻲ و در وﺳﻂ دﻫﺎﻧﻪ. ﺑﻪ ﺗﺎر ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ ﻧﺰدﻳﻚ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. ﻛﻪ اﻳﻦ اﻧﺤﻨﺎ ﭘﺮوﻓﻴﻞ۱ﻧﺎم داﺷﺘﻪ و ﻛﺎﺑﻠﻬﺎ ﺑﺮروی ﻣﻘﺎﻃﻌﻲ ﺑﻪ اﺳﻢ Chair ﺑﺎ اﻧﺪازهﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوت ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ.

۵- ﺑﺘﻦرﻳﺰی

ﺑﺘﻦ رﻳﺰی ﺑﻪ روش ﻣﻌﻤﻮل. دالﻫﺎی ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﺑﺘﻨﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد. و ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺑﻪ وﻳﺒﺮهزدن اﻃﺮاف ﻣﻬﺎرﻫﺎی اﻧﺘﻬﺎﻳﻲ ﺗﻮﺟﻪﻻزم ﺻﻮرت ﮔﻴﺮد.

۶- ﻛﺸﺶ ﻛﺎﺑﻞ

ﭘﺲ از ﺣﺼﻮل ﻛﺎﻓﻲ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻛﺸﺸﻲ ﺑﺘﻦ. ﻛﺎﺑﻞﻫﺎ از ﻳﻚ ﻃﺮف و ﻳﺎ از دوﻃﺮف ﻛﺸﻴﺪه ﻣﻲﺷﻮد و ﻣﻴﺰان اﻳﻦ ﻛﺸﺶ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪﻃﻮل و ﭘﺮوﻓﻴﻞ ﻣﻮﺟﻮد، ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲﮔﺮدد.

ﭘﺶ ﺗﻨﻴﺪﮔﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ اﺳﺘﻔﺎده از ﻛﺎﺑﻞ. ﺳﻴﻢ و ﻣﻴﻠﮕﺮد ﺻﻮرت ﮔﻴﺮد. ﻣﺮﺳﻮم ﺗﺮﻳﻦ ﺷﻜﻞ ﭘﻴﺶ تنیدگی اﺳﺘﻔﺎده ازﻛﺎﺑﻞﻫﺎی. ﻫﻔﺖ رﺷﺘﻪای ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪارد A416 .ASTM ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﻛﻪ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺗﺤﻤﻞ ﻇﺮﻓـــــﻴﺖ ﺑﺎر ۱۸۶۰. ﻛﻴﻮﮔﺮم ﺑﺮ ﻣﺘﺮﻣﺮﺑﻊ را دارد. ﻛﺎﺑﻞﻫﺎی رده ۲۵۰ را ﻣﻲﺗﻮان در ﺷﺶ ﺳﺎﻳﺰ ۶,۳۵، ۷,۹۴. ۹,۵۳، ۱۱,۱۱. ۱۲,۷۰، ۲۴,۱۵ و ﻛﺎﺑﻞﻫﺎی رده ۲۷۰ را ﻣﻲﺗﻮان در ﭼﻬﺎ ﺳﺎﻳﺰ ۹,۵۳، ۱۱,۱۱، ۱۲,۷۰ و ۱۵,۲۴ ﻣﻮرد ﻣﺼﺮف ﻗﺮارداد.

ﺳﻴﻢﻫﺎی ﺗﻚرﺷﺘﻪای ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه ﻧﻴﺰ در ﺳﻪ رده ۲۳۵. ۲۴۰ و ۲۵۰ ﺑﺎ ﻣﻘﺎوﻣﺖﻫﺎی ۱۶۲۰، ۱۶۵۵ و ۱۷۲۵. ﻛﻴﻠﻮﮔﺮمﺑﺮ ﺳﺎﻧﺘﻲ ﻣﺮﺑﻊ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻫﻤﺎن اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﻣﺼﺮف ﻣﻲﮔﺮدﻧﺪ. در ﻫﻤﻴﻦ راﺳﺘﺎ ﻣﻠﻴﮕﺮدﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﻣﻄﺎﺑﻖ اﺳﺘﺎﻧﺪارد A722 ASTM. ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻣﻮرد ﻣﺼﺮف ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﻴﻠﮕﺮدﻫﺎ در دو ﺗﻴﭗ I در ﺳﺎﻳﺰﻫﺎی ۱۹. ۲۲، ۲۵، ۲۹، ۳۲ و ۳۵. ﻣﻴﻞ و ﺗﻴﭗ II در ﺳﺎﻳﺰﻫﺎی ۱۵. ۲۰، ۲۶، ۳۲، ۳۶، ۴۰ و ۶۵ ﻣﻴﻠﻲﻣﺘﺮ ﺑﻪ دو ﺻﻮرت ﺳﺎده و آﺟﺪار ﻣﺼﺮف ﻣﻲﮔﺮدﻧﺪ.

ﻣﻴﻠﮕﺮدﻫﺎ و ﺳﻴﻢﻫﺎی ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪه ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﺟﻚﻫﺎی ﻫﻴﺪروﻟﻴﻜﻲ ﻛﺸﻴﺪه ﺷﺪه و ﺑﻪ ﺻﻔﺤﺎت ﻣﻬﺎری اﻧﺘﻬﺎﻳﻲ و ﻣﻬﺮه ﻣﻬﺎر ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ.

ﻣﻬﺎر ﻓﻮﻻد ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪﮔﻲ داﺧﻞ ﻗﻄﻌﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ به ﻳﻜﻲ از روشﻫﺎی زﻳﺮ ﺻﻮرت ﻣﻲﮔﻴﺮد:

•  ﻣﻬﺎر ﺑﺎ ﺗﻜﻴﻪ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﮔﻮه و اﺗﺼﺎل اﺻﻄﻜﺎﻛﻲ آن ﺑﺎ ﻛﺎﺑﻞ

•  ﭘﺮچ اﻧﻜﻮرﻳﺞ ﺑﻪ اﻧﺘﻬﺎی ﻛﺎﺑﻞ (ﻣﻬﺎر دﻛﻤﻪای)

•   اﻓﺸﺎن ﻧﻤﻮدن ﻛﺎﺑﻞ داﺧﻞ ﺑﺘﻦ (ﺑﺪون ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻣﻬﺎر اﻧﺘﻬﺎﻳﻲ)

در ﻣﻴﺎن ﺳﻪ روش ﺑﻴﺎنﺷﺪه، ﻣﻬﺎرﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﮔﻮه ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﻔﺼﻞﺗﺮی ﭘﻴﺪا ﻛﺮده اﻧﺪ. اﻳﻦ ﻣﻜﺎﻧﻴﺰم ﺳﺒﺐ اﻧﺘﻘﺎلﻧﻴﺮوی ﭘﻴﺶﺗﻨﻴﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﻗﻄﻌﻪی ﺑﺘﻨﻲ ﺧﻮاﻫﺪﺷﺪ.

گردآوری شده توسط گروه تحقیقاتی شرکت نوسا

اشتراک گذاری:

مایل به ثبت دیدگاه هستید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

واتس اپ شرکت نوسا